|
شاید این طبیعت ساده و بی الایش من حد و مرزی برای دوست داشتن نمی شناسد ولی سخت در این مکتوب فرو نشسته ام چه کسی مرا دوست می دارد؟ ای فرشته ی نازل شده بر چشمانم ای شقایق زندگی ام ای تنها ستاره ی اسمان قلبم ای زیباترین زیباییهای محبت ای بهانه ی خواب شبهایم ای تنها نیاز زنده بودنم ای اغاز روز بودنم ای نیمه یپنهان من و تو ای معشوق من تو را با تمام وجود دوستت دارم و می پرستمت تا نفس باقیست اینجا انتظارت می کشم! در زمستان حسرت باغ و بهارت میکشم!
|

