|
برای بردن دلش کوه را رو شونم می زارم بهش نگین دیونه چشاش شدم مست همه شیطونیهاش عاشق خنده هاش شدم اگه بفهمه عاشقم می ره و پیداش نمی شه کی می دونه عاقبت این دل زارم چی میشه؟ اگه بگم دوستش دارم قلبش را پنهون می کنه پیش چشای عاشقم رقیب مهمون میکنه
|
|+|
نوشته شده توسط behnaz در یکشنبه بیست و یکم خرداد 1385 و ساعت 7:52

